المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
21
التنبيه والإشراف ( فارسي )
شهرى بناهاى عجيب از سنگ و مرمر و ستونهاى سماق هست كه نظير آن بديارهاى ديگر نيست . بر آب بهمهء اين شهرها و ولايتها روند و آذوقه و كالاى آن را به فسطاط آرند . يك كشتى به قدر صد شتر يا كمتر و بيشتر بار بردارد ، بوم آن حجازى و شامى و كوهستانى است . صعيد كه قسمت بالاى مصر است بوم حجازى دارد و گرماى آن چون گرماى حجاز است و اقسام نخل و اراك و مقل و بلوط و هليله و فلفل و خيار - چنبر در آن رويد . پايين آن بوم شامى دارد كه باران بارد و ميوههاى شام از تاك و بادام و جوز و ديگر ميوهها و سبزىها و گلها رويد . ناحيهء اسكندريه و لوبيه و مراقبه همه دشت و صحرا و كوه و جنگل و زيتون و تاك است و بوم كوهستانى و دريائى دارد . سرزمين عسل و شير است و مردم آنجا بفراوان داشتن قند و شهد و برده و نقد و پشم و استر و خر و اسب خوب معروفند و نبيذ عسل آنجا نوشابهاى است كه همسنگ آن نيست و آرد تنيس و دمياط مانند ندارد و معدن طلا و زمرد گرانبها خاص آنجاست و كاغذ و روغن بلسان و روغن ترب و گندم يوسفى كه دانهء آن از همهء گندمها درشت تر و درازتر و سنگين تر است . قلابدوزى بهنسا و اسيوط و اخميم معروفست . زرافه و كرگدن و عناق الارض از حدود معادن آنجا آرند . كمال طغيان نيل شانزده ذراع است و اگر ذراعى افزوده شود كه زمينهاى بلندتر را سيراب كند صد هزار دينار خراج آن افزوده شود و اگر ذراعى ديگر فزون شود صد هزار درم خراج كمتر شود كه جاهاى بسيار زير آب رود . در وقت حاضر كه سال سيصد و چهل و پنجم است رسم است كه اگر از شانزده ذراع بيشتر يا كمتر شود خراج دولت كاهش يابد . گويند همهء ولايتهاى ديگر در همهء نواحى و آفاق بباران زنده است و اگر باران نبارد تباه شود ، اما مصر از باران بىنياز است و نه آن را خوش دارد و نه بدان حاجت دارد . اقسام ميوهها و شير حيوانات در همهء ولايتها وقت معين دارد كه جز در آن وقت بدست نيايد ،